عشق ......

شاد بودن در شادی ديگران

ومحزون در غم ديگران

با هم در روز های خوش

و با هم در دوران دلتنگی

رسيدن به درکی است که ديگری را از خود بدانی و خود را پاره ای از ديگری....

او را بپذيری آن گونه که هست نه آن گو نه که تو می خواهی

عشق سر چشمه ی وا قعيت است و خود نمايی هرگز....

هيجان پيش بردن کار ها در دست يک ديگر

بردباری است در نياز ها و خواست های يک ديگر

اطمينان از آن است که دیگری هميشه و همه جا با توست

گرچه در فراق دوست او را خوا هانی،

اما در دل هميشه با توست،

عشق سر چشمه امنيت است.

آری،عشق خود سر چشمه ی حيات است.