سلام .اصولا از قديما گفتن کس نخارد پشت من جز ناخن انگشت من . بسيار جونم در آمدندی تا سايت لود پيدا کردندی .منم که چون درک و شعورم خيلی بالاست  جای اين که عکس ها رو به ترتيب لود کنم قاطی لوديدم در نتيجه  در حال حاضر آنچه در دست است فقط عکس اساتيد محترم و يه دونه هم محترمه ميباشد .

اين عکسا سر کلاس، در شرايط کاملا خفناک توسط موال(تلفن همراه) گرفته شده و اگه کيفيت نداره به طول و عرض من ببخشين.و اندر برکات اينکه ديدن استاد های من چه بار علمی ای رو به شما اضافه ميکنه به همين بسنده کنم که مجبوری نگاه کنی؟؟

قرار بود يه سری پست دماوند و رودهن شناسی به ترتيب واستون بزارم  ولی گفتم که عکسا قاطی لود شد به همين خاطر شرمنده با پست استاد شناسی و خاطرات ترم يک آغاز خواهيم کرد.

ترم يک رو که ميدونين آدم خودش انتخاب واحد نميکنه واسه همين اينا اين استادارو به ما به زور دادن! اميدوارم بتونين عکس ها رو ببينين چون يه موقع ممکنه صفحه نمايش نده .برا اينکه حجمش زياد نشه  تو چند پست معرفی ميشن.

اولين عکس استاد قاسمی(دست دست)

استاد رياضی يک و رياضی پيش من بيچاره .همين جوری به زور به ما پيش دادنا فکر نکنی من رياضی مو پايين زده بودما.

اصولا اين استاد پدر در مياره .تو کل ترم انقدر شيطون و خوش اخلاق ولی اوه اوه امان از آخر ترم .ترم بالايی ها گفته بودن که بالای ۱۲ نداشته .نصف کلاس افتادند.به قول خود استاد ميگفت يه ترم شما به ما خنديديد حالا ما آخر ترم به شما ميخنديم .بدترين امتحانا و بيشترين استرس مال همين امتحانا بود .

سر جلسه همه فقط همو نگاه ميکردند. من که سر جلسه حساب کردم رياضی يک رو ۵ ميشدم . چه آه و ناله ايی بود وقتی از جلسه اومديم بيرون .من نه، بچه ها .من که ميدونستم می افتم.رو برد خيلی باحال بود وقتی نمره ها رو نگاه ميکردی .۵،۷ ، ۸،بعد يه شاهکار يه ۱۰ اون وسط. دوباره ۳،۵،۷٬يه ۱۰ اون وسط .ديدنی بود .

من که با بيميلی تمام رفتم ببينم .بچه ها ميگفتن تو چرا استرس نداری .گفتم استرس دارم که ببينم ۳ ميشم يا ۴ يا شاهکار ميکنمو ۵ ميشم.ولی يه هو ميخ کوب شدم .همين جور که تک ها رو ميديم و می اومدم پايين به يه شاهکار رسيدم وای خدای من يه ۱۰.لذت بخش ترين ۱۰ عمرم بود .اصلا باور نميکردم .خدای من اون ۵ نمره از کجا اومده بود .انقدر ذوق مرگ شده بود  که هرچی بچه ها ميگفتن بيا ناهار بخور مگه ميتونستم بشينم يه جا .ناهارم نخوردم .آخه تصورشو بکن اطمينان ۱۰۰٪ هستی که افتادی، با ده يهو مواجه شی خوب ديگه .

اين از خاطرات امتحانش .سر کلاسش موقعی که اين عکس داشت گرفته ميشد يکی ديگه از بچه ها داشت ازش فيلم ميگرفت که يه هو سرشو بلند کرد .بعد گفت از کی داری عکس ميگيری .اونم گفت هيچ کس استاد .

 

عکس بعدی  استاد صالحانی(دست دست)

 ما اول فيزيک داشتيم بعد رياضی.بچه ها هميشه غر استاد صالحانی رو به قاسمی ميزدند.و خود قاسمی هم در جواب ميگفت آخر ترم همه از من بدشون مياد از اون خوششون. اينجوری هم شد .۸ فصل فيزيک هاليدی بود برا امتحان .۴ فصلو حذفيد .سوال هارم نصفشو حذف کرد .امتحانشم آسون بود .گرچه يه کم بد صحيح کرد .خودش دانشجوی دکترای فيزيکه.خودش ميگه نمره برام اهميت نداره فقط يادگيريتون برام اهميت داره.استاد خيلی پری هست .خوبه همه اينجوری باشن .

 

عکس بعدی هم يه استاد ديگمونه .دکتر منيژه السادات نوربخش سلطانی(منيج بيد)

.دوتا ديگشون موندن که تو پست بعد معرفی ميشن

حرف دل:

خدای من ! چی ميتونم بگم .دلم شکسته .تو ماهی که انقدر حرمت داره .ماهی که جنگ و خونريزی توش  حرامه  ميبينی اينا چه ميکنن.خدا قربونت برم که چه صبری به آقا دادی . يادمه يه بار سر يه حرف مسخره که يکی به بابام زده بود  زير و روش کردم .

ولی آقا محبت من به بابام کجا و تو به ... چه قدر صبر داری آقا .چه تحملی داری . بميرم واسه مظلوميتت. چی بگم از خودم واست  .چی دارم که بگم .تا دستمو بالا ميگيرمو ميگم آقا هنوز حاجتمو نگفتم تو ميدی .به نحو احسنم ميدی ولی من چی

 .من چرا هيچ وقت نتونستم يه ذره از حقتو به جا بيارم .آقا ميترسم ، ميترسم از روزی که بيای و از من رو برگردونی چون شيعه ی بی عملم يه چيزی مثل همين کساييه که حرمتتو ميشکنن. ميترسم از روزی که بيای و من جز يزيدی ها باشم .آقا تو رو جان پدرت اون روز و هيچ وقت نرسون هيچ وقت .حرمت شکنی بزرگ رو تسليت ميگم