سلاممممممممممممممممممممممم

بعد از يک ماه بازم اومدم يوهووووووووووووووووووووووووووووووووووو. خوب تقصير من چيه امتحان داشتم. کامپيوترمم عجبيب ويروسيه اصلا وصل نميشد. نميدونم چرا الان يه هو واسه رو کم کنی وصل شد خودتونم که خوب ميدونين وب نويسی هم حوصله ميخواد و هم وقت. کمتر کسی سال های سال دوام مياره. اکثرا بعد از چند سال ميبندن و ميرن.ولی من انقدر اينجارو دوست دارم  حتی اگه چند وقت هم ننويسم بازم ميام. شايدم چون ديگران بعد از يه مدتی کم ميارن ماله اينه که کلی مينويسن و مطلب کم ميارن. اما وبلاگ من چون خودمو خاطره های خودمو ،ممکنه چند وقت سراغه دفتر خاطراتم نيام ولی بازم ميام.

از تمام کسانی که نبودن اينجانب را به معنی  تعطيل اين وبلاگ دانسته  و لينک مارا حذفيدند تشکر فراوان داريم. خوبه گفتم دارم ميرم امتحان بدما.

امروز ۲۳ تيره و دوروزه ديگه تولد منه. که ميجشنيمممممممممم. هنوز براش آماده نشدم .بايد عکسای خودمو دانلود کنم تا ببينين تولد چه جيگريه

خلاصه که اين يه نوع اعلان بود. زود برين خودتونو آماده کنين دوروز ديگه بياين . بی کادو بيا ببين چی کارت ميکنم

فلیپ فلاپ:امتحانا بالاخره تموم شد. به بدترين شکل ممکن.هنوزم تموم شدنش از ذهنم نرفته. نصفه شبا يه هو از خواب میپرم  و فکر ميکنم صبح بايد برم امتحان بدم. اون ترم از شدت استرس زانو درد وحشتناکی گرفتم که بعد از کلی آزمايش و اينا فهميدن همه چيز سالمه و از استرسه. اما اين ترم زده بود به قلبم .انقدر قلبم درد ميکرد که حتی نفس کشيدن سخت شده بود. دوستام ميگن کلا خيلی استرسيم. ميگن قيافت داد ميزنه امتحان داری. شايدم واسه همينه اين طوری ميشه. حالا دارم سعی ميکنم يه کم خودمو آروم کنم اگه بشه. ولی خداييش امتحان چيز سختيه