گفتم از استرسه ها .هی بهت بی محلی کردم. هی بهت بی محلی کردم. گفتم خودت شکست عشقی میخوری میری  پی کارت. ولی عجب پرویی به خدا سنگ  پا جلوت لنگ میندازه(همین بود ضرب المثل دیگه)

واقعا عاشق به این میگن ها. هرچی من بیمحلی میکنم اون هی میاد جلو.ولی بالاخره از رومون بردی دیگه. من مجبور شدم یه تصمیم استراونکی گنده بگیرم.انقدر اذیتم کردی مجبور شدم خانوادمو در جریان بزارم.ماجرا رو از اول تا آخر واسشون گفتم. گفتم تو چقدر درد به من وارد کردی.گفتم نزاشتی آب خوش از گلوم پایین بره.گفتم گریمو در آوردی همه رو گفتم .

اسمت عقله ها ولی دریغ از یه ارزن که تو عقل داشته باشی. اصلا من نمیدونم کی اسم تو رو عقل گذاشت. آخه بی عقل ،بیمار، دیوانه، راه صاف واست بازه چرا با انحراف 45 درجه میای جلو.

خوشم اومد خواهرم خوب ادبت کرد.د لم خنک شد.

میترا: نسبت: خواهرم

شغل : دندان پزشک

میترا: باید بری عکس بگیری

جون مادرت بیخیال، عکسم بگیرم. دونفره یا یه نفره . خانوادگی باشه بهتره ها . نمیشه بابا جای من بره عکس بگیره . دندونامون شبیه همه ها

اه اه چقدر دنبال آتلیه گشتم تا خیر سرت اون قیافه ی مسخره ی کج و کولتو قشنگ بگیره

شنبه : ساعت 8 :30 شب محل : مطب میترا

نمیدونم چندتا چیچی چی (خارجونکی گفت این تیکشو نفهمیدم ) بده بهم

دستیارش: ای وای خانوم دکتر میخواین سوزن سوزنش نین که

عیب نداره . بده بزار اصلا درد نکشه. (در این مرحله کلی هم نازمو کشید مزه داد کلی)

خداییش سخت بود دیگه.  ۲ . ۳   تا آمپول زد. تا امروز صبح یه طرفه صورت نداشتم خوب. يه طرفه صورتم شده بود مثل يه طرفه گلابی

من رفتم تو اتاق. ددی خیلی باحال بود ،اومده تو اتاق دست گذاشته رو شونه ی میترا میگه خانوم دکتر خواهشا این بچه ی ما رو یواش آمپول بزنین .

فقط من نمیدونم چرا اسباب بازی های ثنا از همه جای یونیت آویزون بود. ببین دور از چشم این بچه ها وسایلشو چه جوری به یغما میبرن. ولی کشيدن دنبه اون ميمونه که آويزون بود بعد از جراحی کلی مزه داد

بعد از بی حسی رفتم تو اتاق. دستیارش یه سرنگ یه بار مصرف در آورد یه چیزی ریخت توش گذاشت جلو چشم من. تو اوج بی حسی یه هو گفتم میترا چقدر آم پول میزنی

با تعجب گفت کو آملپول؟

گفتم ایناهاش

زده زیر خنده حالا نخند کی بخند که این سرمه بچه ،آمپول نیست.

این دوخت و دوزش از همه بد تر بود. نمیدونم چرا با نخ همرنگ ندوخت. با مشکی دوخت. هی سوزن میکرد تو این دهن خونی در می آورد. خداییش خیلی شجاعت به خرج دادم غش نکردم.

 عکاس: خودم

آخرسرم توی بی عقل عقل نما رو با خودم آوردم تا عکستو بزنم اینجا همه ببیننن . رسوایی عالم شی که همه بدونن سر عاشقای  پرو چی میاد

اسمت دندونه عقله ها ولی دریغ از یه جو عقل که تو اون کلت باشه.

 

 فليپ فلاپ: الحق که واقعا از جراحی دندون ميترسيدم. ولی چيز خاصی جز آمپولا  و کمی فشار برای بيرون کشيدنش حس نکردم. تازه ديشب فهميدم اين ميترام خيلی کارش درسته ها.