سلاممممممممممممممممممممممممممممممممممممم

يوهووووووو من برگشتم

تو خواب و بيداری بودم. داشتم زور ميزدم از دقيقه های آخر خوابم هم لذت ببرم چون  هر آن ممکن بود با يه سری اعمال کاملا محبت آميز  و گوش نواز به ارتفاع دو متر بالای تختم برسم که پاشو برو دانشگاه.

يه هو ديدم دارم از پنجره ی اتاق جلويی تو حياطو نگاه ميکنم. ديدم يه آقای کاملا مهربون با شخصيتی ! از ديوار پريد تو . با کل اکیپ  و گروهش طی يک عمليات کبری ۱۵ شايدم ۱۶ وارد منزل شدن.من پريدم برم ددی رو صدا کنم. اين ابوی جان ما نميدونم چرا باهاش کار داريم يه هو غيب ميشه. خلاصه اومدن جات خالی همرو جمع کردن بردن. منم هيچی نتونستم بگم . نه اينکه ترسيده باشما .محبتم گل کرد گفتم مستضعفن بزار ببرن.  بعد اينکه به خودم اومدم ديدم موبايلمو که به در هال آويزون بود(هميشه آويزونه چون تو  خونمون آنتن نداره ) نبردن . با ذوق پريدم برش داشتم ديدم سيم کارتمو(خط ۲ بودا)بردن به جاش يه اعتباری گذاشتن!!!!!!!!!!!!!!!!!! که تو اون هيرو وير نميدونم از کجا فهميدم که ۱۰ هزار تومنم شارژ  داره. بعد تو همون عالم خواب  به خودم گفتم. بابا مرامت عشقی. عجب دزد با حالی.

در اين لحظه از عالم رويا پريديم تو عالم  دنيا.  و در عجب که شام که زياد نخورديم اين چه خوابی بود.  يه هو خودمو تو آينه نگاه کردم ديدم ااا عين لبو شدم اين شکلی ====>. آخه ميگن دزد عالم رويا = خواستگار عالم دنيا. با اين توهم آماده و رهسپار مکان علم و دانش شديم.(توهم فانتزی از نوع شديد ناکش)

اصولا ميگن خوابه زن چپه. اين يه مورد هميشه در مورد من صادقه.برای همين با اطمينان و بی توجه به خواب يه صدقه هم نداديم.

ظهر در دانشگاه:

اصولا دوستای من (که اصلا نميشه اسمشونو دوست گذاشت)معرفت چند دقيقه نگه داشتن کيف من رو هم ندارن. برای همين هميشه تو اين ۲ سال ميزاشتمش  نماز خونه و ميرفتم وضو بگيرم. اين بارم همين طور. فقط با اين شانس که موبايلم (چون همراه بايد همراه باشه. چون يه وقت ممکنه زنگ يا اس ام اس مشکوک برسه) تو جيبم بود. سر ظهر موقع اذان وسط ماه رمضون. تو اين چند دقيقه ايی که ما رفتيم وضو برگشتيم ديديم ای بابا هيچ اثری از کيف نيست. حتی ردش. کلشو بردن . اين در اون در. هيچی که هيچی. يکی گفت برو پيش حراستيا اونا کل دانشگاه دوربين دارن از تو اون معلومه.(آخه ميدونين که دانشگاه ما حراستش فعالترين قسمتشه)اونجام رفتيم با پسره کل فيلما و ورود و خروجا رو نگاه کرديم اما....خيلی حرفه ايی برده بودا. اين فکر کنم کبری ۳۰ و ۴۰ بود ديگه

خلاصه همينطوری بی کيف برگشتيم خونه. البته به متصدی  سرويس گفتم که چون فيش سرويس توش بود کسی به جای من نره کارت بگيره

خسته امااااااااااااااااااا بی پول .  خسته اما اااااااااااااابی کيف . خسته اما اااااااااااااابی کليد   به خانه برميگرديم

مامانم با تعجب درو وا کرده ميگه کيفت کو منم گفتم نگران ميشه گفتم نبردم. کليدمم جا گذاشتم. آخه اولين روزی بود که ترم جديد ميرفتم دانشگاه نميدونم چه جوری باور کرد.

خلاصه که يه هفته بعد لو رفتيم. يه روز رفتيم خونه. مامانم مثل اينکه دزد گرفته ميگه کيف پولت کو. ميگم تو کيفمه(يه کيف ديگه و يه کيف پوله ديگه)ميگه ببينم. نشونش دادم(آخه مامانم دقيق آمار نداره که من چند تا کيف دارم که)(چه معنی داره مامانم آمار داشته باشه)

اين کيفمو از همشون بيشتر دوس دارم. خيلی خانوم مهندسيه. تا حالا شونصد نفر تو دانشگاه عاشقش شدن و پرسيدن از کجا خريدم. اما نميدنم چون هديه است.

 

بعد میگه دروغ نگو از دانشگاه زنگيدن ميگن کيفت پيدا شده برو بگير. در اين لحظه بود که من شدم شبيه قوچ کوهی با چند شاخ اضافه

.فرداش رفتيم دانشگاه کيفو گرفتيم. به خدماتی ها گفتم کی پيدا کرد؟ گفت بچه های خودمون. گفتم کجا بود گفت کلاسای اون طرف.بازش کردم ديدم بابا واقعا مرامت عشقی.کل کيف رو گشته بود. کيف پول رو برداشته بود. تمام جيب های اون رو خالی کرده بود .هرچی عکس و کارت و گواهينامه و کارت ويزيت و حتی يه دعای کوچيک رو از جيب هاش در آورده بود انداخته بود تو کيف بزرگه و کيف پول و پول هاش که تقريبا ۱۲ هزار تومن بود رو کامل برده بود. حتی به يه ۲۰۰ تومنی که يه سيدی به ما عيدی داده بود که در يکی از داخلی ترين جيب ها بود هم رحم نکرده بود..

من که واقعا واقعا ذوق کردم. و عجيب دزد مهربون رو دعا کردم چون المثنی گرفتن گواهينامه و کارت دانشجويی واقعا سخت بود.   بدين سان ما او را مورد تشويق قرار داديم و به او گفتيم مرامت عشقی

ايول دزد جونو ايول  ايول دزد جونو ايول

فلیپ فلاپ:اين چند روز رژيم بگير چاق نشی که  انتخابت نکنن. اينو به بقيه ی گله هم بگو عيدتون مبارک